|
|
|
پرونده قتل فجيع دختر 8ساله پس از 12 سال به جريان افتاد
|
| تاریخ :
32/1/1387 |
پرونده قتل فجيع دختر 8ساله پس از 12 سال به جريان افتاد
پرونده قتل فجيع يك دختر 8ساله پس از 12 سال به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. پرونده قتل هولناك صحرا كودك 8ساله روز 29 آبان ماه سال 75 با كشف سر بريده شده دخترك داخل يك كيسه پلاستيكي در ميدان خراسان روي ميز قاضي وقت كشيك قتل قرار گرفت.
اين در حالي بود كه سه روز قبل از كشف سر بريده، پدر صحرا به پليس مراجعه و خبر ربوده شدن دخترش را اعلام كرده بود.
اين مرد كه ساعاتي بعد از پيدا شدن سر دخترش در جريان قتل فجيع وي قرار گرفت براي شناسايي جسد و تاييد هويت وي به پزشكي قانوني فراخوانده شد.
در حالي كه بر هيچ كس پوشيده نبود صحرا قرباني يك كينه جويي هولناك شده است كارآگاهان به اين يقين رسيدند كه عاملان قتل وي در واقع قصد انتقام گيري از خانواده دخترك را داشته اند.
با شناسايي جسد از سوي پدر صحرا رئيس وقت شعبه 1156 دادگاه جنايي مسوول رسيدگي به پرونده شد و با توجه به اينكه انگيزه انتقام گيري در پرونده مطرح بود، پليس پدر صحرا را تحت بازجويي قرار داد.
مرد جوان گفت؛ من صاحب يك كارگاه هستم و چندين كارگر برايم كار مي كردند. اين اواخر با چند نفر از آنها به مشكل برخوردم. آنها پولي بيشتر از آنچه كار كرده بودند از من مي خواستند ولي حاضر نبودم پول را بدهم. درست روزي كه دخترم ربوده شد به كارگاهم نيز دستبرد زدند. من اطمينان دارم سرقت از كارگاه و ربايش دخترم با هم در ارتباط است و احتمالاً كارگران ناراضي اين كار را كرده اند.
شكايت اين مرد از دو كارگر اخراجي باعث شد پليس آنها را بازداشت كند. كارگران كه حسين و علي نام دارند تحت بازجويي قرار گرفتند. آنها در بازجويي ها هرگز به قتل اعتراف نكردند و مدعي شدند شاهدي دارند كه زمان ربوده شدن صحرا و سرقت از كارگاه در خانه بوده اند.
چندين ماه تحقيق از دو مظنون پرونده به نتيجه نرسيد و قاضي پرونده آنها را آزاد كرد اما تلاش براي رازگشايي از اين جنايت همچنان ادامه يافت.
كارآگاهان در دور تازه تحقيقات پي بردند پدر صحرا علاوه بر كارگران اخراجي با دو مرد ديگر نيز اختلاف مالي داشته. مبلغ اين اختلاف مالي چندين ميليون تومان است، بنابراين ظن پليس نسبت به دو مردي كه با پدر صحرا اختلاف داشتند برانگيخته شد، چرا كه يافته ها نشان مي داد آنها پدر صحرا را تهديد به انتقام گيري نيز كرده بودند.
تحقيقات با بازداشت شاهرخ و عباس ادامه پيدا كرد، اما آنها نيز مدعي شدند نقشي در قتل نداشتند و حرف هايي كه در مورد انتقام گيري زده اند، تنها يك تهديد بوده تا بتوانند به پولشان برسند.
در شرايطي كه پليس نتوانسته بود در پرونده سرقت از كارگاه پدر مقتول اثر انگشت يا هر سرنخ ديگري پيدا كند كه بتوان به عنوان مدرك عليه متهمان استفاده كرد فهرست مكالمات تلفني دو مظنون جديد نشان مي داد متهمان تماس هاي مشكوكي داشته اند كه هيچ توجيه قانع كننده يي براي آن ندارند.
هرچند پدر صحرا از اين دو مرد هم شكايت كرد اما چون نتوانست هيچ دليلي براي اثبات گناهكاري آنها ارائه دهد و پليس هم دلايل بيشتر عليه متهمان نداشت دو مرد چندي بعد با قرار وثيقه آزاد شدند
.بعد از سال ها تحقيق و در حالي كه در سال 81 دادگاه هاي كيفري استان تهران تشكيل شده و دادگاه هاي عمومي ديگر مكلف به رسيدگي به پرونده هاي جنايي نبودند، تمامي پرونده هايي كه تا قبل از سال 81 بلاتكليف مانده بودند، براي رسيدگي به قاضي الهي زاده ارجاع شد.
قاضي جديد پرونده دستور داد تحقيقات مجدد از متهمان انجام بگيرد و پزشكي قانوني نيز نظر خود را در مورد نحوه جدا شدن سر از بدن مقتول اعلام كند.
به اين ترتيب پرونده يك هزار صفحه يي قتل دختر 8 ساله بار ديگر به جريان افتاد.
متخصصان پزشكي قانوني با توجه به گزارش هايي كه در سال 75 در اين پرونده وجود داشت، اعلام كردند؛ «صحرا ابتدا به قتل رسيده و سرش با شي ء برنده يي مانند چاقو بريده شده است اما از آنجايي كه بقيه جسد اين كودك در دست نيست، نمي توان در مورد زمان و نحوه دقيق به قتل رسيدن وي و آثار برجاي مانده اظهارنظر كرد.»
اعلام اين نظريه نيز نتوانست پليس را از بن بست خارج كند و در نهايت با توجه به طولاني شدن مدت زمان رسيدگي به پرونده و آزادي متهمان با وثيقه، قاضي الهي زاده در آخرين اقدام خود و براي روشن شدن تكليف اين پرونده پس از 12 سال آن را براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاد. قضات شعبه 74 نيز درخصوص اينكه آيا اين شعبه كيفري استان تهران صلاحيت رسيدگي به پرونده را دارد يا خير وارد شور شدند.
|
|
http:// |