|
|
|
پدر شكاك، دختر 26 ساله اش را كشت
|
| تاریخ :
32/1/1387 |
پدر شكاك، دختر 26 ساله اش سميه را كشت
پدري كه با سوءظن به دختر جوانش او را با همدستي دو تن از اعضاي خانواده به قتل رسانده بود پس از دستگيري مدعي شد فرزندش مهدورالدم بوده است.
ساعت 30/1 بامداد سومين روز اسفندماه سال گذشته هنگامي كه افسر نگهبان كلانتري 12 قزوين از رها شدن جسد دختري جوان در حاشيه جاده احمدآباد - بوئين زهرا مطلع شد بلافاصله بازپرس كشيك قتل را در جريان قرار داد تا تحقيقات جامعي در اين خصوص صورت پذيرد. اين دختر كه با ضربات متعدد چاقو از پا درآمده بود هيچ گونه كارت و مدرك شناسايي همراه نداشت و تنها مشخصاتي كه از وي در پرونده به ثبت رسيد البسه او شامل كاپشن و مانتو مشكي و شلوار آبي بود.
در اين ميان متخصص پزشكي قانوني كه در محل كشف جنازه حاضر شده بود با آزمايش هاي مقدماتي با توجه به دماي بدن مقتول اعلام كرد حدود 6 ساعت از مرگ دختر ناشناس مي گذرد.
پس از آنكه جسد دختر جوان به پزشكي قانوني فرستاده شد، كارآگاهان پليس آگاهي ماموريت يافتند هويت مقتول را فاش كنند. چند روز بعد مردي به نام قاسم به كلانتري بوئين زهرا مراجعه كرد و از ناپديد شدن دخترش خبر داد.
مرد ميانسال مشخصات دختر 26 ساله اش به نام سميه را به پليس ارائه داد و خواستار انجام تحقيقات براي يافتن وي شد. زماني كه ماموران عكس اين دختر را مشاهده كردند پي بردند سميه همان مقتول ناشناس است. اين حدس پليس زماني به يقين تبديل شد كه پدر دختر مفقود شده به سردخانه پزشكي قانوني مراجعه و جنازه فرزندش را شناسايي كرد.
از آنجا كه اطلاعات اين مرد درباره نحوه ناپديد شدن سميه، آخرين رفت و آمدها و تماس هاي تلفني وي و نكاتي از اين قبيل مي توانست سرنخ مهمي براي پليس تلقي شود افسران جنايي تحقيقات خود را با بازجويي از مرد ميانسال آغاز كردند.
وي كه مدعي بود هيچ اطلاعاتي درباره قتل فرزندش ندارد در برابر پرسش هاي پليس به تناقض گويي پرداخت و كارآگاهان هنگامي كه از اختلافات ميان اين مرد ميانسال و دخترش مطلع شدند انگشت اتهام را به سوي قاسم نشانه گرفتند و تا آنجا به بازجويي از وي ادامه دادند كه تنها مظنون جنايت سرانجام مسووليت قتل دخترش را برعهده گرفت.
قاسم گفت؛ دخترم دچار مشكلات اخلاقي شده و رفتارهايش آبروي خانوادگي ما را به خطر انداخته بود. گفت وگو و خواهش و تمنا هيچ فايده يي نداشت و سميه مرا متهم به بدبيني مي كرد در حالي كه كارهاي او سبب شده بود ديگر حيثيتي براي من و اعضاي خانواده ام باقي نماند. به همين خاطر موضوع را با داماد و برادرزاده ام در ميان گذاشتم تا راه حلي براي اين ننگ پيدا كنم. تنها راه چاره كشتن دخترم بود، به همين خاطر نقشه قتل وي را طراحي كرديم تا بتوانيم از آبرويمان دفاع كنيم.
متهم به قتل افزود؛ روز حادثه سميه را در منزل با ضربات متعدد چاقو به قتل رساندم و سپس با كمك دو همدستم جسد را در خودرو جاسازي و به جاده فرعي احمدآباد منتقل كرديم اما از آنجا كه غيبت دخترم شك برانگيز بود تصميم گرفتم به پليس مراجعه كنم و مدعي شوم سميه ناپديد شده و خبري از او ندارم.
پس از اعترافات قاسم كارآگاهان دو همدست او را نيز بازداشت كردند. اين دو مرد با پذيرفتن اتهام معاونت در قتل سميه گفتند از آنجا كه دختر 26 ساله را مهدور الدم مي دانستند دست به اين جنايت زدند.
بنابر اين گزارش متهمان هم اكنون در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
|
|
http:// |